|
اطلاعات عمومی آنکس که بداند و بداند که بداند. ............ .اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
| |||
|
خواب تان نمي برد؟ خوب، تنها شما نيستيد که اين مشکل را داريد. ميليون ها نفر ديگر هم در خوب خوابيدن مشکل دارند. با توجه به اين که تحقيقات جديد نشان مي دهد بي خوابي در ايجاد مشکلات جسماني از فشار خون بالا تا اضافه وزن دخيل است، بايد بيش از هميشه در فکر تغيير عادت هاي خواب خود باشيم. اما چگونه؟ شايد درمان دارويي را امتحان کرده باشيد. حتما مي دانيد که بايد از خرابکارهايي مثل کافئين، نيکوتين و الکل دور باشيد و اين که ورزش و فعاليت شديد و خوردن غذاي سنگين چند ساعت قبل از خواب درست نيست. حتي شايد برنامه ي منظم خوابيدن و بيدار شدن را هم به کار برده باشيد. اما کارشناسان نکات ديگري را براي "يک چرت خوابيدن" پيشنهاد مي کنند که شايد تا حالا نشنيده باشيد: از شر نگراني هاي تان خلاص شويد دلشوره ها و نگراني ها معمولاً در آرامش شب چند برابر به نظر مي رسند. کنار آمدن با آن ها مي تواند کمک کند راحت تر به خواب برويد. قبل از اين که به رختخواب برويد همه ي نگراني ها، ضرب العجل ها و کارهايي را که بايد انجام دهيد، بنويسيد. اين کار باعث مي شود احساس کنترل بيشتري بر آن ها پيدا کنيد. هر کاري را که باعث آرامش شما مي شود انجام دهيد. تمرينات ساده ي ورزشي از اين جمله اند. مثلا: بايستيد پاها را به اندازه ي عرض شانه باز کنيد ، سپس از کمر خم شويد و بازوها و سرتان را آويزان کرده، فشار گردن و شانه ها را رها کنيد. يا در حالي که به پشت خوابيده ايد تمرين آرامش مرحله به مرحله ي ماهيچه ها را انجام دهيد. به اين روش که از نوک پاها شروع کرده و ماهيچه ها را به ترتيب فشرده و سپس رها کنيد تا به ماهيچه پيشاني برسيد. شما هم دايم در حال خميازه کشيدن هستيد؟ بعضي از کارشناسان اين موضوع را با نرسيدن اکسيژن کافي به مغز مرتبط مي دانند. تمرين هاي تنفس عميق، که در آن بر تنفس طولاني و عميق شکمي تمرکز مي کند، مي تواند در رهاسازي تنش هاي حبس شده (و خميازه ها) کمک تان کند. شب ها چراغ ها را خاموش کنيد دو تا سه ساعت قبل از خواب، يا وقتي در طول شب بيدار مي شويد، از قرار گرفتن در معرض نور شديد که باعث هوشيار شدن مغز مي شود ، پرهيز کنيد. بسياري از ما به علت ترس يا مسايل ديگر ترجيح مي دهيم تا صبح با چراغ روشن بخوابيم. اما مطمئن باشيد با اين کار نه تنها کمکي به خود نکرده ايد، بلکه آسيب زيادي به جسم و روح خود وارد مي کنيد. مي توانيد از چراغ خواب هاي کم نور يا پوشش دار در راهروها يا حمام استفاده کنيد. دقت کنيد که تخت خواب تان در مسير مستقيم نور خورشيد، مهتاب و يا چراغ هاي خيابان قرار نگرفته باشد. براي جلوگيري از ورود نور صبح گاهي به اتاق، نورگيرهايي تعبيه کرده و يا پرده ها را کاملاً ببنديد. براي تثبيت چرخه ي خواب و بيداري تان هر روز صبح در عرض يک ساعت پس از بيدار شدن در معرض نور قوي قرار بگيريد. مي توانيد نيم ساعت بيرون از خانه پياده روي کنيد يا در بخشي از خانه که حداکثر نور خورشيد را دريافت مي کند، بمانيد. از قانون " 20 دقيقه" پيروي کنيد اگر بعد از حدود 20 دقيقه خواب تان نبرد (اول شب و چه هنگامي که در نيمه هاي شب بيدار شده ايد)، به يک اتاق ديگر برويد و کار ديگري انجام دهيد تا خواب تان بگيرد. رييس مرکز تحقيقات خواب دانشگاه استنفورد مي گويد: "اتاق خواب بايد با خوابيدن عجين شود، نه با آشفتگي و ناآرامي." در مورد گذشت 20 دقيقه، از حدس تان استفاده کنيد و به ساعت نگاه نکنيد، چون اين کار باعث هوشيار ماندن و احتمالا ايجاد استرس در شما مي شود. در چنين مواقعي از کارهايي که نياز به تمرکز دارند مثل بازي هاي ويديويي، فعاليت هاي مهيج مثل ورزش شديد يا رفت و روب و يا هر چيز نگران کننده مثل : ديدن اخبار و پرداختن به صورت حساب ها بپرهيزيد. بهتر است به مطالعه سبک بپردازيد. اتاق خواب تان را تغيير دهيد اتاق خواب تان را براي خوابيدن مناسب تر کنيد. اگر سر و صداي اتاق مجاور مزاحم خواب تان است، تخت خود را در سمت ديگر اتاق بگذاريد. اگر تشک تان گود افتاده و يا بالش تان خوابيده شده، حتماً آن ها را عوض کنيد. در صورتي که کامپيوتر در اتاق خواب تان است، چراغ سبز روي مانيتور را با چسب برق بپوشانيد. و اگر اصرار داريد با تلويزيون روشن بخوابيد، از تايمر استفاده کنيد. سعي کنيد اتاق خواب تان آشفته و به هم ريخته نباشد، چون اين مساله مي تواند باعث اضطراب شما شود. دماي اتاق را نيز تنظيم کنيد: بهترين هوا براي خواب بيشتر افراد، هواي خنک – اما نه سرد – است. [ شنبه ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ ] [ 4:11 PM ] [ م.ش ]
نگاه اجمالی نسبیت یکی از شاخههای مهم فیزیک است که جنبههای نظری و عملی آن از قرن گذشته توجه فیزیکدانان را به خود جلب کرده است. نظریههایی مانند مکانیک و الکترومغناطیس که قبل از نظریه نسبیت ظهور یافتند و یا نظریههایی مانند مکانیک کوانتومی و نظریه ریسمان که بعد از نسبیت پدید آمدند در فرمول بندیهای مناسب با نسبیت سازگاری پیدا کردهاند. ضرورت این سازگاری به دلیل شمول فراگیر نظریه نسبیت پیش آمده است و خوشبختانه تا این زمان بین نظریههای دیگر تضاد یا سازگاری مشاهده نشده است. نظریه نسبیت از نقش چارچوبهای مرجع که در توصیف قوانین طبیعت بکار میروند، نهایت استفاده را میکند. استفاده از هندسه مختصاتی ، برای بیان موثر قوانین معلوم ، و نیز استنتاج قوانین فیزیکی جدید تعمیم داده میشود. هدف نسبیت این است که برای بیان قوانین فیزیک روشهایی بدست آورد به طوری که قوانین مزبور توسط مختصات چارچوب مرجعی که در آن نوشته میشوند تغییر نیافته یا متمایز نشوند. اصلی که فرض میکند چنین روشهای بیان لازم بوده و میتوانند بدست آیند، اصل ناورلایی است. تاریخچه در اواخر قرن نوزدهم ، بعد از اینکه نظریه الکترومغناطیس کلاسیک به صورت کنونیاش توسعه یافت، نیاز به یک نظریه نسبیت رضایتبخش در فیزیک احساس شد. در آن زمان آشکار شد که مشاهدات تجربی انتشار نور در ارتباط با اثرهای حرکت ناظر نسبت به محیطی که فرض میشد نور در آن حرکت کند، تناقصهایی با عقاید رایج آن زمان دارد. برای داشتن توصیفی از حرکت نور که با تجربه سازگار باشد، لازم شد قانون تبدیل پیشنهادی لورنتس که مختصات شکست مکانیک کلاسیک مکانیک کلاسیک نیوتن تا زمانی که توصیف درست و ذاتا سازگاری از حرکت ذرات مادی در طبیعت را میداد که دامنه کاربردش محدود به ذرات مادی و چارچوبهای مرجعی بود که سرعتهای نسبی آنها کسر کوچکی از سرعت نور بود. اما در سرعتهای نزدیک به سرعت نور با شکست مواجه شد. موفقیت بزرگ مکانیک کلاسیک نیوتنی در پیشگویی دقیق رویدادهای زمینی و حرکتهای کیهانی ، موضعی برای تردید در اعتبار مکانیک کلاسیک باقی نگذاشت، به گونهای که درست بعد از زمانی که تبدیلات لورنتس برای توصیف صحیح انتشار نور از نظر ناظر در حال حرکت پذیرفته شد، دقت و نوع تقریبی که در قوانین نیوتن وجود داشت صرفا به عنوان نتیجهای از کشف تبدیلات لورنتس بدست آمد. ظهور بعد چهارم با توجه به رابطهای که انتخاب چارچوب مختصات با شکل قوانین فیزیکی دارد، خواص دستگاههای مختصات و تبدیلاتشان جایگاه مهمی در مطالعه نسبیت دارد. در جهان فیزیکی موقعیت فضایی توسط سه مختصه مکان ، مانند (X ، Y ، Z ) (در دستگاه مختصات دکارتی) مشخص میشود، ولی با بسط نظریه نسبیت معلوم شد که پارامتر زمان نیز بطور طبیعی با اهمیت مشابهی به صورت مختصه پنجم ، در فضای رویداد چهاربعدی ظاهر میشود. در این فضای چهاربعدی مختصه عمومی با شاخص یونانی نوشته میشود. شاخههای مختلف نسبیت نظریه نسبیت در سیر تاریخی خود ، در دو زیر گروه اصلی موسوم به نسبیت خاص و عام توسعه یافته است. این ، نظریههای مجزا نبوده ، هر دو بخشهایی از یک نظریه واحد میباشند. در واقع نسبیت خاص مورد خاص از نسبیت عام است. در سال 1905 میلادی، آلبرت انیشتین (1955_1879)، دانشمند آمریکایی آلمانی تبار، نظریه نسبیت خاص خود را منتشر نمود. طبق این نظریه تنها چیزی که در جهان ثابت است سرعت نور در خلا بوده و تمام چیزهای دیگر مانند سرعت، طول، جرم و گذشت زمان مطابق با چهارچوب مرجع(دیدگاه خاص) شخص، تغییر می کنند. این نظریه با چارچوبهای مرجع لخت سروکار دارد و بر دو اصل زیر استوار است: سرعت نور در کلیه چارچوبهای مرجع یکسان است. در دهه اول قرن بیستم انقلابی در فلسفه علوم طبیعی پیش آمد که بسیاری آن را از حیث عمق معنا و درهم ریزی احکام موجود پذیرفته شده ، نسبت به انقلاب کوپرنیکی - گالیلهای ، برتر به شمار میآورند. در این فاصله زمانی دو نظریه بسیار مهمی پا به عرصه رقابت نهادند ، نظریه نسبیت و کوانتمی که نسبت به کارهای دانشمندان پیشین از جمله ماکسول ، سارین ، کلوین و کلاوزیوس به نحو چشمگیری متفاوت بودند. این نظریههای جدید با مکانیک نیوتونی نیز در بعضی از اصول و فرضهای بنیادی اختلاف شدیدی داشتند. نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا به اصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/s است نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریهای است راجع به اجرامی که شتاب ثقل دارند. کلا هر جا در عالم ، جرمی در فضای خالی باشد حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم میباشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد.
انحنای فضا _ زمان انیشتن با استفاده از قوانین ریاضی نشان داد که چگونه هر جسمی ، به فضا _ زمان اطراف خود انحنا میبخشد. در مورد بعضی اجسام ، مثل ستارگان که جرم نسبتا زیادی دارند، این انحنا میتواند باعث تغییراتی در مسیر هر چیز که از کنار آن میگذرد شود، و نور نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد. این نظریه با چارچوبهای نالخت سر و کار دارد و در کیهان شناسی و گرانش کاربرد دارد. فرض اساسی نسبیت عام این است که تمام دستگاههای مختصات که در حالتهای حرکت اختیاری هستند، برای بیان ریاضی قوانین فیزیک باید به یک اندازه مناسب باشند. بنابراین ، باید برای نوشتن قوانین فیزیک روشهایی یافت، بطوری که تحت هر تبدیل مختصات دلخواه ، تغییری در شکل آنها حاصل نشود. نقش تساوی جرم گرانشی و جرم لختی نقش تساوی جرم گرانشی و جرم لختی در پیشرفت نسبیت مساوی بودن جرم گرانشی و جرم لختی نقش اساسی در پیشرفت تاریخی نسبیت عام داشت. منشأ تساوی مزبور در این نکته است که قانون دوم نیوتن f = ma برای شتابهای گرانشی در میدان گرانشی با شدت g ، بصورت mGg = mAa در میآید. چون مشاهده میشد که در یک میدن گرانشی هر اشیاء به یک میزان شتاب میگیرند، یعنی g = a انیشتین به تحقیق دریافت که گرانش اساسا یک پدیده سینماتیکی است که شامل تغییر در مختصات فضا و زمان در همسایگی منبع میدان گرانشی است. ظهور نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیروی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرویی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود. در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا میکرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار میکردند. با اینکه فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر میرسید میتوانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز میماند. سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر میرسید و یا به عبارتی کج بود! انتقال به سرخ یعنی اینکه اگر ستارهای بسیار داغ باشد و بطوری که محاسبه میکنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد، در عمل سرخ رنگ به نظر میرسد. کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتولههای سفید است. دانشمندان به بررسی طیف کوتولههای سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم اینرا تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند.
خمش نور در میدان گرانشی آلبرت انیشتین میگفت که میدان گرانشی شعاعهای نور را منحرف میکند، چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد. اگر ستارهای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف ، خورشید قابل رؤیت باشد، اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید، به نظر میرسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا میدهد، ولی واقعا انگشت شما که جابجا نشده است! [ سه شنبه ۱۳۸۶/۱۲/۱۴ ] [ 7:9 PM ] [ م.ش ]
منطق ریاضى، ترجمه mathematical logic است. از منطق ریاضى دو معنا مستفاد مى شود. ۱- منطق ریاضى به معناى خاص كه در واقع باید ترجمه The logic of mathematic باشد چرا كه ریاضیات مانند هر علم دیگرى از نظمهایى برخوردار است كه این نظمها تحت عنوان منطق مى آید و منطق ریاضى به معناى خاص بررسى ریاضى این نظمها یا قواعد است. ۲- معناى عامى هم براى منطق ریاضى متصور است كه عبارت است از: استفاده از روشها و تكنیكهاى ریاضى براى بررسى منطق. به این معنا كه منطق ریاضى یك علم كاربردى است و در مقوله ریاضیات كاربردى قرار مى گیرد. بین دو معناى عام و خاصى كه مطرح شد یك رابطه واقعى عام و خاص نیز وجود دارد. كتاب «منطق ریاضى» ، كتابى به معناى خاص منطق ریاضى است. یعنى بررسى منطق متعلق به ریاضیات نه منطق به معناى عام. در واقع باید گفت كه معناى آن اخص است. یعنى كتابى است براى بررسى ریاضیات كلاسیك. شاید این سؤال پیش آید كه ریاضیات كلاسیك چیست؟ و مگر ریاضیات غیر كلاسیك نیز وجود دارد. آیا ریاضیات علمی منطقی است؟ جواب این است كه با توجه به نوع نگرش فلسفى كه نسبت به اشیاء ریاضى و عالم ریاضى داریم ریاضیات غیر كلاسیك هم وجود دارد. به تسامح مى توان گفت كه در ریاضیات كلاسیك شیوه هایى از استدلال و برهان وجود دارد كه در ریاضیات غیركلاسیك مجاز نیست. به ویژه برهان خلف به عنوان یك برهان كه در ریاضیات كلاسیك به كار مى رود در ریاضیات غیر كلاسیك بر قرار نیست و قاعدتاً منطقى را مى طلبد كه با منطق ریاضیات كلاسیك متفاوت است. در این منطق، ریاضیات ساختى اصل طرد شق ثالث یك اصل معتبر ریاضى نیست. بنابراین منطق ریاضیات ساختى و به عبارت معروفتر منطق شهود گرایانه اصول و قواعد كمترى از منطق كلاسیك را دارد. كتاب «منطق ریاضى» بسیار خاص است. یعنى عبارت است از: بررسى منطق ریاضیات كلاسیك. اما بین این معناى خاص و عام منطق ریاضى رابطه واقعى وجود دارد. به این معنا كه حتى در معناى خاص منطق ریاضى ویژگى عام معنایى هم در این مورد وجود دارد. یعنى این كه ما از تكنیكها و روشهاى ریاضیات در بررسى تحقیق درباره ریاضیات سود مى بریم. پس منطق ریاضى به دو وجه ریاضى است. نخست اینكه موضوع آن موضوع منطق ریاضى است، دوم اینكه روش آن ریاضى است. یعنى اینكه در عالم ریاضیات با استفاده از اصول و قواعد ریاضى، ما به موضوع منطق ریاضى مى پردازیم. پس منطق ریاضى به معناى عام براى موضوع ریاضیات به دو وجه ریاضى است و این نكته اى نسبتاً مهم است. ریاضى بودن، روش تألیف دقیق دارد . اگر بخواهیم خیلى دقیق باشیم - و من اصرار به دقیق بودن آن دارم - این است كه وقتى مى گوییم روش ریاضى است یعنى در عالم نظریه، مجموعه اصول و قواعدى ما را مجاز مى كند كه چه اعمالى را انجام دهیم و یا چه اعمالى را انجام ندهیم. اما اگر با مسامحه بخواهیم صحبت كنیم روش ریاضى همان علائم و نمادهایى است كه براى اشاره به اشیا و اعمال جمع و ضرب و تقسیم به كار مى رود. بدیهى است كه هر چه این تكنیك ریاضى را در سطح بالاترى به كار بریم یعنى هر چه هزینه بیشترى بپردازیم چیز بهترى به دست مى آوریم به همین دلیل است كه غالباً قضایاى شگفت انگیز بنیان افكن علم ریاضى از تكنیكهاى پیشرفته اى در اثبات برخوردار است و هر چه روش ریاضى را محدودتر كنیم طبعاً چیز كمترى به دست مى آوریم. به معناى عام منطق ریاضى باز مى گردیم. اما منطق چیست . آیا واقعاً یك منطق وجود دارد و یا منطقهاى مختلفى وجود دارند؟ آیا هر كدام از اینها روش خاص ریاضى را براى بحث مى طلبد؟ فارغ از اینكه ما چه تعریفى براى منطق قائل باشیم شكى نیست كه نقطه آغازین منطق ریاضى ابداع زبان مناسب است و این پیشفرض علمى منطق ریاضى است كه منطق یا به عبارتى دیگر نظمهاى تفكر در قالب زبان متجلى مى شوند. بنابراین زبان، بحث فلسفى عمیقى را مى طلبد. چیزى كه در قالب زبان نیاید در قلمرو كار منطق و ریاضى قرار نمى گیرد. این زبان، زبان طبیعى نیست گرچه با بررسى و تجزیه و تحلیل زبان طبیعى ساخته مى شوند. این زبان را اصطلاحاً «زبان صورى» مى گوییم. در این زبان نمادهایى را به طور صورى ابداع مى كنیم كه این ابداع نمادها آن را از زبان طبیعى جدا مى كند. اما در عین حال این نمادها بدون مبنا انتخاب و ابداع نمى شوند. یكى از مفاهیمى كه به نوعى مشترك در زبان شناسى، فلسفه و منطق است و شاید یكى از مفاهیم بسیار اساسى باشد مفهوم «معنادارى» است. اما متأسفانه باید گفت هیچ كدام از این سه شاخه تا كنون قادر به ارائه یك مدل از آن نشده اند. در این زمینه تحقیقات همچنان ادامه دارد. از مفاهیم اساسى كه در نحو زبان وجود دارد مفهوم «برهان» است كه در مقابل مفهوم «صدق» قرار دارد. یكى دیگر از علایق اساسى منطق ریاضى رابطه این دو است. اینكه ما در نحو زبان مفاهیمى داریم و آنها را ابداع كردیم و همین طور در دلالت شناسى زبان مفاهیمى را مدل سازى ریاضى كردیم و طبیعتاً روابط به این دو مقوله از علائق اساسى منطق است. اینكه آیا در یك دستگاه منطقى گزاره اى مثل E اثبات یا استنتاج شود كاملاً یك مفهوم نحوى است كه چگونه یك جمله را از بقیه مفروضاتتان تولید كنید. تولید كاملاً یك مفهوم مبتنى بر گرامر زبان است و از طرف دیگر بپرسید كه آیا این جمله راست است یا دروغ؟ یك مفهوم معنایى است اینكه خارج از زبان بین این دو چه رابطه اى وجود دارد و بررسى رابطه این دو مفهوم از علائق ذاتى بررسى منطق ریاضى است. تدوین منطق ریاضى اساساً كار سختى است ولى مى توان گفت بین سالهاى ۱۸۵۰ تا ۱۹۵۰ این كار توسط چندین نفر صورت گرفته است. به نظر من ارسطو اولین كسى كه این بنا را بنیاد نهاد. فارغ از اینكه منطق ارسطو از نظر منطق ریاضى چقدر موجه بنماید و مهم باشد، به نظر من كاخ عظیم منطق ریاضى را ارسطو ساخته است. این كاخ چنان مستحكم بود كه حداقل تا ۱۸۷۹ وقتى كه فرگه وارد میدان شد، دوام آورد و تصویر و تصور ما را با تجزیه و تحلیلى كه نسبت به زبان آغاز كرد از منطق دگرگون كرد. منطق ارسطویى، تحلیلى را از اجزاى جمله شروع مى كند كه مبتنى بر موضوع محمول است و رابطه این تصویر را فرگه دگرگون كرد و آن را تبدیل به تابع و شناسه نمود. بدین ترتیب مفهومى ریاضى وارد میدان شد و تصویر و تصور ما را از مفهوم گزاره و جمله تغییر داد. علاوه بر این فرگه كارهاى دیگرى هم انجام داد كه بنیاد منطق ریاضى جدید مبتنى بر كارهاى فرگه است. سومین كسى كه كار انقلابى در منطق كرد اما مبتنى بر كارهاى فرگه بود گودل است. او در حوالى سالهاى ۱۹۳۱ و ۱۹۳۰ دو نوع قضایاى تمامیت و قضایاى نا تمامیت را ارائه كرد. قضیه تمامیت باز مى گردد به همان مفهوم و سؤالى كه من در رابطه نحو و معناشناسى مطرح كردم. آیا در یك دستگاه منطقى یك حكم یا یك گزاره قابل استنتاج صادق است و بالعكس در حكمى كه صادق است هر معنایى در همه جهانهاى ممكن آیا این قابل استنتاج است و اگر این دستگاه چنین ویژگى داشته باشد نشان دهنده این است كه این دستگاه كامل و تمام است. گودل در ۱۹۳۰ ثابت كرد كه این بنیانگذارى منطق بر شالوده تفكر فرگه براى منطق كامل هست. قضایاى نا تمامیت گودل پیچیده تر و البته مأیوس كننده تر براى تفكر بشرى است. [ چهارشنبه ۱۳۸۶/۱۲/۰۸ ] [ 9:28 AM ] [ م.ش ]
شاید شایعترین بیماری پوستی در جهان باشد، با این وجود هنوز خیلیها تصویر دقیق و روشنی از آن در ذهنشان ندارند. عدهای هر نوع ضایعه روی پوستشان را به اگزما نسبت میدهند و در مقابل، عدهای دیگر و بهویژه خانمهای خانهدار، اگرچه واقعا دچار اگزما هستند، تنها فکر میکنند که پوستشان دچار خشکی و ترک شده است. گفتگوی ما را با دکتر حسن صیرفی، متخصص پوست و مو، در مورد اگزما و درمان آن بخوانید. از خیلیها میشنویم که میگویند ما اگزما داریم. این اگزما واقعا چه شکلی است؟ هرجای دیگری از بدن هم ممکن است درگیر شود و مسیله مهم، وجود تماس است. در ضمن وقتی قسمتی از بدن عرق میکند، ایجاد تماس بین این بخش با ماده خارجی تسهیل و احتمال بروز حساسیت بیشتر میشود. فقط نیکل باعث بروز این مشکلات میشود؟ مثلا به فرد توصیه میکنیم که بعد از شستشو از مواد نرمکنندهای مثل وازلین استفاده کند. یک اقدام مهم دیگر هم استفاده از دستکش در هنگام شستشو است. این دستکشها باید یک پوشش داخلی نخی داشته باشند و پوشش رویی آنها هم پلاستیکی باشد. به این دلیل میگوییم سطح داخلی دستکشها باید نخی باشد، چون خود پلاستیک دارای موادی است که میتواند برای پوست حساسیتزا باشد. بنابراین در این حساسیتها، درمان، محدود کردن تماس با آب و مواد شوینده، استفاده از دستکش مناسب و در ضمن استفاده از وازلین بهعنوان نرمکننده است. گاهی هم توصیه میکنیم که از آن دسته مواد شوینده استفاده شود که PH آنها قلیایی نیست و اصطلاحا به آنها صابونها یا شویندههای ملایم میگویند. در مورد افرادی که به علت اشتغال در مشاغل صنعتی و ساختمانی تماس با مواد شیمیایی صنعتی و ساختمانی مثل سیمان دچار اگزما شدهاند نیز درمان از همین موارد تشکیل میشود و در ضمن توصیه میکنیم که فرد طوری شغل خود را عوض کند که حتیالمقدور کمتر با این مواد در تماس باشد. [ یکشنبه ۱۳۸۶/۱۲/۰۵ ] [ 12:2 AM ] [ م.ش ]
|
|||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||